تبليغاتX
گل نرگس

ظاهرامجنون اولیلای ماست

باطنالیلای مادنیای پرغوغای ماست

مولای من!

آری میدانم که اعمالم باعث جدایی من ازشماست،افسوس که میدانم وامابازهیچ نکردم.

باابن زهرا!

آری گفته بودم هنگام آمدنت تمام راه روشنایی راگلباران میکنم،امامن خودرادراین

 زرق وبرق دنیایی گم کرده ام.

مهدی جان!

آری گفته بودم درکوچه قراربی قراردرانتظارت می مانم،اماچنان دراین همه قرار

ومشکلات دنیایی غوطه ورشده ام که عهدخویش باشمارا فراموش کرده ام .

یاابن الحسن!

آری میدانم هنگام ظهورت همه جاعدل برپامی شوداما مااین ظلم و....راقبول کردیم وبه

دنبال عدل شمانیستم.

گل نرگس!

شرمنده ام که هرزمان که سختی برایم گران تمام میشودفقط میگویم 

اللهم عجل لولیک الفرج وبعدازحل دوباره شمارایادم می رود.

ای کاش به جای اینهمه چراغانی ویک دست کردن خیابان هایمان کوچه های دلمان

راچراغانی می کردیم وباهم متحدمی شدیم که گناه نکنیم.

واماآقای من!

چقدرسخت است که شماباشی ونتوانم درحضورت تبریک بگویم وشورمیلادت رابه جشن

بیشینم.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 18:16 توسط گل نرگس |
موضوع:






استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر نام منبع مجاز میباشد
Copyright © 2006-2007 nrtb.blogfa.com
All rights reserved.