یاضامن آهو
پروبالم زخمیه
دوباره بایدسفرکنم
آخه کارم همینه
برم وبه دلتنگاسربزنم
به مادرمنتظری خبربدم
ازاونجابه بچه ای به روی تخت سربزنم
پیش پیرمردخسته دل
کنارپیرزن کیسه بدوش
رسیدم کناریک خرابه ای
پسرک روی خاکابازی میکرد
پدرش بلندبلندسرفه میکرد
مادرش برگشته بودازسرکار
دخترک دستای خالی مادرشونگاه میکرد
پسرک توی چشام زل زده بود
تودلش غصه هاشومرورمیکرد
به هرخونه،به مدرسه،به پدرا،به مادرا
به پیراوبه جوونا،به مریضا،زندانیا
آره جونم سرزدم
حالاوقت رفتنه
بارم خیلی سنگینه
این همه نامه دارم
یه عالم سوال بی جواب دارم
یه کیسه پرازغمه
اون یکی پرزحاجته
اشک چشم ودلتنگی
وخلاصش......
همشون امانتی
بایدبه نزدمولاببرم
پیش گنبدطلا
راستی پرزخمی خودم
دواش دخیله یه پنجرست
جای اون اشکای چشم
آب سقاخونه روپرمیکنم
به جای غصه وغم
غبارایوون طلاروپاک میکنم
دل هرخسته دل وبه پنجرش گره میدم
خلاصه میگم آقا
قربون مهربونیت
ایام ولادت
به ماهم عیدی بده
ظهورمهدی ویه برات کربلابده
******************************
میلاد اما رئوف،مولاعلی ابن موسی الرضا<ع>راتبریک وتهنیت عرض میکنم.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا به همه دوستان
*******************************
میدونم متنم خالی ازاشکال نیست،فقط حرف دله پس اشکالات رابه بزرگواریتان ببخشید.
صدهانفرازرقص جنون جامانده
سالاردراین قاقله تنهامانده
دلهاشده پردردمگرعلت چیست
هفتادودوشب تابه محرم مانده

